تبلیغات
♥ دل نوشته های من ♥ - زبان سرخ
به گمانم شقایق هم گل عشق باشد، به گمانم که رز هم خدایی دارد
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

زبان سرخ

در غربت آشنای نگاه ها شناورم
دل می تپد !
از طپش دل 
ناگفته ها عصیانند
پرچین های بلند نی گون
همچنان سبز میمیرند
درخاک نمور حسادت!
بهر رویای شناور
چنگ میبرم
تا که شاید
شاید به ساحل آئینه مقابل رسیده باشم
اینجا دیگر از صیادها خبری نیست
ماهی ها ازچشمان هم آب مینوشند
قایق بانان دیرگاهی 
تورهایشان بافته اند
چه دل پرتلاطمی دارم
واژه هایش همیشه رقصانند
احساس پاروی شکسته ای ست 
نصیب من!
نگاه های بی هدف
حسرتهای خاموش
آماج تیر واژگان شررو من!
یاد خوب است
اگر
بوسه ها از خاطر نبریم
یاد خوب است
اگر
فواره هایش از چشمان تو
سرازیر شود
آنگاه
یک دل سیر
کاش هایم را
برساحل اندیشه های 
بارانی تو 
سبز خواهم کاشت!
حتی اگر اینبار
سرمن برباد دهد.



نوشته شده توسط :سایه آفتاب
شنبه 4 دی 1395-12:51 ب.ظ
نظرات() 

هوشنگ
جمعه 8 بهمن 1395 02:52 ب.ظ
سلام از نگاهت سپاس می دارم نوشته هایتان بسیار زیباست بهرهئ بردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر