تبلیغات
♥ دل نوشته های من ♥ - مطالب مرداد 1395
به گمانم شقایق هم گل عشق باشد، به گمانم که رز هم خدایی دارد
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

امید

این سفره پررنگ
انباشته ز نیرنگ
دل من است!
بر کدامین خاک گشودنم
بر کدامین بستر آسودنم
خسته ام
خسته از این همه سکوت
خسته از آن همه فریاد
چه آتشی ست
هزاران بار سوزاندم
هزاران بار  میدهد بربادم
ومن
هنوز مشتاق و منتظر
تا او برآید
و در سکوتم
در فریادم
مرا با طلوع خورشید
پیوندم 
مرا با زندگی
پیوندم،،،!


نوشته شده توسط :سایه آفتاب
جمعه 22 مرداد 1395-07:47 ب.ظ
نظرات() 

مرگ بیصدا

آنچه تو را خاطره است
مرا رویایی ست دور
در کوچه های دلتنگی،
 
آنچه تو را نگاهی ست گذرا
مرا همه دنیایی ست بتماشا،

بسالیان در ردای عشق  زیسته ایم 
کدامین لحظه 
آوایش بگوش جان شنیده ایم،

روزی که باورهایمان ترک برداشت
روزی که محراب عشق مان فرو شکست
روح ظریف مرا 
دیو سیاه تردید 
بکویر تشنه مهر سپرد
تو را نمیدانم
بکدامین آهنگ خیال
برابر آینه ها خیره میمانی
و مرا بتماشا
در رقص گیسوانت
تا سرپنجه نسیم بازیگوش
میخوانی،

با لبخندهای من 
دیگر هیچ بهاری آغاز نمیشود
هیچ گلی با دستانم شکوفا نخواهد شد
چرا که
روحم با کویر تنهایی همنواست
چرا که
عشق هم مردنی ست.


نوشته شده توسط :سایه آفتاب
شنبه 9 مرداد 1395-07:50 ق.ظ
نظرات()